الماس طلایی
زندگی،زمزمه ی پاک حیات ست،میان دو سکوت
وب مستر
نظر سنجی
کدوم آب و هوا قشنگتر و رویایی تره ؟







وبلاگ های من
لینکهای دوستان
لینک های ارزنده

سال‌ها پیش از این ، در سرزمین ِهاتان ،

 رسم ، چنان بود که هریک از رعایای حاکم ،

در بامدادِ نخستین روز هر سال ، قفسی پر از قُمری ،

به آستان بَرَد تا حاکم به دست خویش ، قُمریان را آزاد کند.
حاکم ،  قُمریَکان را یکایک پرواز می‌داد ،

و به تقدیم‌کنندگانِ آن‌ها ، هدیه‌ای می‌بخشید.
روزی فرزانه‌ای با حاکم گفت:
رعایای تو ، از پیشکش‌کردن قُمریانِ محبوس ناگزیرند ،

و تو ، آن پرندگان را به هوا پرواز می‌دهی.

 آیا در این حکمتی نهفته است ؟
حاکم گفت:
 آری. بدین‌گونه ، رعایای قلمروِ من ،

از گذشت و دریادلیِ سلطان خویش آگاه می‌شوند.
آن‌گاه ، فرزانه‌ی روشندل با حاکم گفت:
 چندان که زمانِ تقدیم پرندگان محبوس فرا رسد،

 رعایای تو ، هر کجا ، بر جلگه و کوهپایه و دشت ،

دام می‌گسترند ، تا پرندگان بی‌آزار را فراچنگ آرند ،

 و پیش از آنکه ده قُمریِ زنده در قفس کنند ،

و به آستان تو آرند ، بی‌گمان ، صد قُمری و سار و کبوتر را

 پَر می‌شکنند و به خون می‌کِشند.

 آیا اگر حاکمِ دریادل ،

 یکسر ، قلمِ منع ، بر شکار پرندگان کِشد ،

و این رسمِ نادرست از میان بردارد ،
بر  گذشت و دادگریِ خویش ،

دلیلِ روشن‌تر ارائه نکرده است ؟!

http://mail.google.com/mail/images/cleardot.gif

 

 

 

 

 

" احمد شاملو"




طبقه بندی: عقل نامه،
[ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 01:39 ب.ظ ] [ SH ]

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم،

به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند،نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز

به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند،نمى‌باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوست مان،خوب و صمیمى باشد؛

هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید

 بدین خاطر،او را ببخشیم.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد؛

حتى در دورترین فاصله‌ها.

 عشق واقعى نیز همین طور است.

من باور دارم ...
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر،

قلب ما را به درد آورد.
من باور دارم ...
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم

که مى‌خواهم.

من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را،

با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم.

زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم،

صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،

او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ...
که
قهرمان،

کسى است که کارى که باید انجام گیرد را،

در زمانى که باید انجام گیرد،انجام مى‌دهد،

صرفنظر از پیامدهاى آن.

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند،

به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم،

حق دارم که عصبانى باشم؛

امّا این به من،این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

من باور دارم ...
که
بلوغ،بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم،

و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم،بستگى دارد؛

تا به این که چند بار جشن تولّد گرفته‌ایم.

من باور دارم ...
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم،

گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.

من باور دارم ...
که
صرفنظر از اینکه چقدر دلمان شکسته باشد،

دنیا به خاطر

غم و غصّه ی ما،

از حرکت

باز نخواهد ایستاد.

من باور دارم ...
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى،

برآنچه که هستم،تاثیرگذار بوده‌اند؛

امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد،هستم.

من باور دارم ...
که نباید خیلى براى کشف یک راز،کند و کاو کنم،

 زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند،

و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت ،

توسط کسانى که حتّى آن‌ها را نمى‌شناسیم،تغییر یابد.

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار

نصب شده‌اند،

 براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ...
شادترین مردم،

لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد،نیست.
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد،

بهترین استفاده را مى‌کند.

 

 

 

" نلسون ماندلا "




طبقه بندی: عقل نامه،
[ چهارشنبه 5 بهمن 1390 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ SH ]

می گویند بودا هر گاه با بی احترامی یا بد رفتاری کسی مواجه میشد، از او تشکر می کرد!

وقتی علت را می پرسیدند. بودا می گفت: "زندگی آینه ای است که ما خود را در آن می بینیم، نوع رفتار دیگران با ما نشانه ی وجود منشاء آن نوع رفتار در خود ماست که بعنوان همسان جذب شده است و بدینگونه می توان عیوب خود را یافت.

اگر مخالفان خود را به پای چوبهی اعدام می کشانی،بدان صاحب عقلی هستی بسان طناب و اگر مخالفان خود را به زندان می فرستی،بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس و اگر با مخالفان خود به جنگ در می افتی،بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو و اما اگر با مخالفان خود به بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به سخنان حق آنها قناعت می کنی، بدان صاحب عقلی هستی بسان عقل!"

 




طبقه بندی: عقل نامه،
[ سه شنبه 28 تیر 1390 ] [ 12:27 ق.ظ ] [ SH ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

حرف نامه ی وب مستر

شب آرامی بود.....
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود،
زندگی یعنی چه؟
مادرم،سینی چایی در دست،
گل لبخندی چید،هدیه اش داد به من.
خواهرم تّکه ی نانی آورد،آمد آنجا،
لب پاشویه نشست.
پدرم دفتر شعری آورد،تکیه بر پشتی داد.
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد،به آرامش زیبای یقین.
با خودم می گفتم :
زندگی،راز بزرگی است که در ما جاری ست.
زندگی، فاصله ی آمدن و رفتن ماست.
رود دنیا جاری ست...
زندگی،آبتنی کردن در این رود است.
وقت رفتن،به همان عریانی؛
که به هنگام ورود آمده ایم.
دست ما،در کف این رود،
به دنبال چه می گردد؟
هیچ !!!
زندگی،
وزن نگاهی است که در خاطره ها
می ماند.
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری،
شعله ی گرمی امید تو را خواهد کشت.
زندگی در همین اکنون است.
زندگی،شوق رسیدن به همان
فردایی است،که نخواهد آمد.
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی.
ظرف امروز، پر از بودن توست.
شاید این خنده که امروز دریغش کردی،
آخرین فرصت همراهی با امید است.
زندگی، یاد غریبی است که
در سینه ی خاک به جا می ماند.
زندگی ، سبزترین آیه،در اندیشه ی برگ؛
زندگی، خاطر دریایی یک قطره،
در آرامش رود؛
زندگی،حس شکوفایی یک مزرعه،
در باور بذر؛
زندگی،باور دریاست در اندیشه ی ماهی،
در تنگ؛
زندگی،ترجمه ی روشن خاک است،
در آیینه ی عشق؛
زندگی،فهم نفهمیدن هاست.
زندگی،پنجره ای باز،به دنیای وجود،
تا که این پنجره باز است،جهانی با ماست.
آسمان، نور، خدا، عشق،
سعادت با ماست.
فرصت بازی این پنجره را دریابیم.
در نبندیم به نور،
در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم،
پرده از ساحت دل برگیریم،
رو به این پنجره،با شوق،سلامی بکنیم.
زندگی،رسم پذیرایی از تقدیر است.
وزن خوشبختی من،وزن رضایتمندی ست.
زندگی،شاید شعر پدرم بود که خواند،
چای مادر، که مرا گرم نمود،
نان خواهر، که به ماهی ها داد،
زندگی شاید آن لبخندی ست،
که دریغش کردیم.
زندگی،زمزمه ی پاک حیات ست،
میان دو سکوت.
زندگی،خاطره ی آمدن و رفتن ماست.
لحظه ی آمدن و رفتن ما،تنهایی ست.
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

××××××××××××××××

شب ها زود بخواب.
صبح ها زودتر بیدار شو. ..
نرمش کن. بدو.
کم غذا بخور.
زیر بارون راه برو.
گلوله برفی درست کن.
هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.
در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.
سفید بپوش.
آب نبات چوبی لیس بزن.
بستنی قیفی بخور.
به کوچکتر ها سلام کن.
شعر بخون.
نامه ی کوتاه بنویس.
زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست،
خط بکش.
به دوست های قدیمیت تلفن بزن.
شنا کن.
هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.
خواب ببین.
چای بخور و برای دیگران چای دم کن.
جوراب های رنگی بپوش.
مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.
به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن.
دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن.
به برگ درخت ها دقت کن.
به بال پروانه ها دقت کن.
قاصدک ها رو بگیر و فوت کن.
خواب ببین.
از خواب های بد بپر و آب بخور.
به باغ وحش برو.
چرخ و فلک سوار شو.
پشمک بخور.
کوه برو.
هرجا خسته شدی،یک کم دیگه هم ادامه بده.
خواب هات رو تعریف نکن.
خواب هات رو بنویس.
بخند.
چشم هات رو روی هم بگذار.
شیرینی بخر.
با بچه ها توپ بازی کن.
برای خودت برنامه بریز.
قبل از خواب موهات رو شانه کن.
به سر خودت دستی بکش.
خودت رو دوست داشته باش.
برای خودت دعا کن!
برای خودت دعا کن که آرام باشی.
وقتی توفان می آید،تو همچنان آرام باشی.
تا توفان،از آرامش تو آرام بگیرد.
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.
برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.
برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛
چون در تاریکی محض،راه رفتن،خیلی خطرناک است.
ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.
برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است.
خیلی چاله چوله دارد؛
دام های زیادی در آن پهن شده است،
و باریکه های خطرناکی دارد؛
پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است.
برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی.
چون هر جای راه بایستی،مرده ای،
و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است.
هیچ وقت خودت را به مردن نزن!
برای خودت دعا کن که زنده بمانی.
زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
برای اینکه زنده بمانی،
نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی.
باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.
بیداری هایی آمیخته با روشنایی،صدا،نور،حرکت.
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی.
همیشه سهمت را بخواه.
و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی
می شود،
در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند.
برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات را آلوده کند.
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.
هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند.
دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی،ذخیره ی شادمانی در قلبت داری یا نه!!
اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود،
باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی.
آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛
آن وقت صدایش کن؛
به نام صدایش کن؛
او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو می پرسد که چه می خواهی؟؟!
تو صریح و ساده و رک بگو.
هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه.
خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.
شادمان باش.
او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی.
از او کمک بگیر.
از او بخواه به تو نفس،پشمک،چرخ و فلک،
قدم زدن،کوه،سنگ،دریا،شعر،درخت،
تاب،بستنی،سجّاده،اشک،حوض،شنا،راه،توپ، دوچرخه،دست،آلبالو،لبخند،دویدن و عشق بدهد.
آن وقت قدر همه ی اینها را بدان،
و آن قدر زندگیت را ادامه بده که
زندگی از اینکه تو زنده هستی،
به خودش ببالد!!
دوستانت را هر چند كه تو را خیلی هم درك نكنند،
فراموش نکن.
چون آنها تو را از تنهایی و درد نجات خواهند داد.

××××××××××××××××

"با سلام و احترام"
به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم در اینجا لحظات خوبی داشته باشید و از مطالب وبلاگ لذت ببرید.

استفاده از مطالب وبلاگ،فقط با ذکر منبع (نام و آدرس وبلاگ) بلامانع است.

از همکاری شما،صمیمانه ممنونم.

با تشکر از بازدید شما

پیروز و سربلند باشید.

"الماس طلایی"
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

get code of close right click in veblog

music
مرجع خریدفروش صنعتی بک لینک فا