|
الماس طلایی زندگی،زمزمه ی پاک حیات ست،میان دو سکوت
| ||||||||
|
کم کم یاد خواهی گرفت طبقه بندی: درس نامه های زندگی،
"زیباترین ارمغان های الهی را آرزومندم" طبقه بندی: درس نامه های زندگی،
طبقه بندی: درس نامه های زندگی، برقص، گویا هرگز کسی تو را نمی بیند! عاشق شو، گویا هرگز کسی دلت را نشکسته است! و زندگی کن، گویا بهشت،اینجاست! طبقه بندی: درس نامه های زندگی، آنگاه ستاره شناسی به او گفت: استاد،نظر شما درباره ی زمان چیست؟ پاسخ داد و گفت: می خواهید زمان نامحدود را بسنجید،در حالی که زمان،ناسنجیدنی است. و دوست دارید رفتارتان را با آن منطبق سازید و راه روحتان را بر حسب ساعات و فصول معین کنید. بلکه می خواهید زمان،همچون جویباری باشد تا در کنار آن بنشینید و به انسجام آن بنگرید و به صدای آن گوش فرا دهید. اما آنچه در درونتان،محدود و دربند نیست،می داند زندگی،قید زمان را نمی شناسد. و دیروز،چیزی جز یادآور امروز نیست. و فردا چیزی جز خواب فردا نیست. و آنچه در درونتان،آواز می خواند و می اندیشد، هنوز در مرز آن نخستین لحظه ای است که ستارگان را در فضا،جدا از یکدیگر،پراکنده ساخت. آیا در میان شما،مردی هست که نیروی بی کران عشقش را احساس نکند؟ و کیست آن که چنین عشق نا محدودی را احساس نکند؟ و از عشقی به عشقی دیگر منتقل نشود؟ و اما زمان، آیا زمان،مانند عشق نیست؟ آیا زمان از هم گسیخته می شود؟ اگر بخواهید زمان را به فصل هایی گوناگون در اندیشه هایتان درآورید، باید هر فصلی از آن،بر تمام فصول دیگر احاطه شود. و بگذارید "حال"،خاطرات گذشته را در آغوش بگیرد و آینده،در آرزو و اشتیاق بماند! "جبران خلیل جبران" طبقه بندی: درس نامه های زندگی، ü دست عجول،به جای ماهی،قورباغه می گیرد! ü پیچ جاده،انتهای آن نیست،مگر اینکه در پیچیدن بمانیم! ü مهم بودن،خوبه ولی خوب بودن،از آن مهم تر است! ü شیفتگان پرواز،میل به خزیدن ندارند! ü بدترین و خطرناک ترین کلمات اینه: "همه این جوری اند" ! ü به دیگران احترام میزارم،تنها به دلیل انسان بودنشون! ü هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود،چیزی یاد نگرفتم! ü من برنده ام.چون نقشه ی زندگی خود را چنان شفاف رسم کردم که تنها راه باقیمانده،ساختن اونه! ü یه عمر به ماهیگیری رفتم ولی هرگز نفهمیدم که دنبال ماهی نیستم! ü کوچیک که بودم،فقط کفشام رو اشتباه می پوشیدم.ولی حالا چی؟ تنها کار درستم،پوشیدن کفشامه! ü یاد می گیرم چیزای کم اهمیت رو تشخیص بدم و بعد اونا رو نادیده بگیرم! ü هیچوقت خودم رو تحقیر نمی کنم.خدا پس از ساختن من،به خود تبریک گفت! ü آدما بازی رو دوست دارن.این دست منه که انتخاب کنم اسباب بازی شون بشم یا همبازی شون! طبقه بندی: درس نامه های زندگی، آنگاه یکی از سالخوردگان شهر،به او گفت:درباره ی خیر و شر،با ما سخن بگو! پاسخ داد و گفت: می توانم از خیر و شر،با شما سخن بگویم و نه از بدی هایتان. زیرا شر،همان خیر دردمند،و تشنگی شما است. به شما میگویم:به راستی که اگر خیر گرسنه شود،به دنبال طعام می گردد، حتی اگر در غارهای تاریک باشد،و اگر تشنه شود،از مرداب راکد و بدبو نیز می نوشد. و شما،ای هوشیاران! شما ای بیداران! اگر با خویشتن یکی باشید،نیکید.اگر هم با خویشتن یکی نباشید،بد نیستید. زیرا اگر در خانه ی درون،دوگانگی افتد،آن خانه،دخمه ی دزدان نمی شود، بلکه تنها دوگانگی هست،نه بیشتر و نه کمتر. اگر کشتی،راه خود را گم کند،و در دریا و میان جزیره ها سرگردان شود، دلیلی بر غرق شدنش نیست. اگر می کوشید تا از خویشتن به مردم ببخشید،نیکید. و اگر تنها برای خود می خواهید،بد نیستید. زیرا در این صورت،همچون ریشه های درختید که از پستان زمین،شیر می مکند. به شما میگویم: به راستی که میوه نمی تواند به ریشه بگوید: "مثل من باش؛رسیده و زیبا،و آنچه داری،به دیگران ببخش". زیرا بخشش،یکی از نیازهای میوه است و میوه بدون آن نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد. همچنان که ستاندن،یکی از نیازهای ریشه است و ریشه نمی تواند بی آنکه بستاند،زنده بماند. ای هوشیاران! اگر در هنگام سخن گفتن،کاملا بیدار باشید،نیک هستید. و اگر به خواب روید و زبانتان،بی هدف هذیان گوید،بد نیستید. زیرا لکنت زبان نیز باید زبان ناتوانی را محکم کند. ای هوشیاران! اگر با گام هایی استوار به سوی هدف می روید،نیک هستید. و اگر لنگ لنگان به سوی هدف گام برمی دارید،بد نیستید. زیرا آن که می لنگد،به عقب برنمی گردد،اما شما توانمندید و پاهایتان سالم است. مبادا از روی دلسوزی،در برابر آنان که می لنگند،بلنگید! ای هوشیاران! شما به روشهای متعددی نیک هستید،و اگر هم نیک نباشید،بد نیستید.بلکه سست و تنبلید. ای کاش آهوان میتوانستند سرعت و چابکی را به لاک پشت های کند رو بیاموزند! آری! نیکی شما،همان اشتیاق به خویشتن توانمندتان است. و چنین اشتیاقی در همه وجود دارد. اما در بعضی ها به صورت سیلابی است پر زور.به سوی دریا سرازیر می شود و رازهای تپه ها و دره ها و آواز جنگل و باغ ها را با خود حمل می کند. و در برخی دیگر،همچون جویباری است که در گوشه ای از زمین،آهسته می خرامد و مدت بسیاری می خواهد تا از پیچ و خم ها بگذرد و به دریا رسد. آن که اشتیاقش،بیشتر،به آنان که اشتیاقشان کمتر است،نگوید: "چرا کند هستید؟" زیرا آن که نیک است،از برهنگان نمی پرسد: "جامه هایتان کجا است؟" و نه از غریبه ها: "خانه هایتان کجا است؟" "جبران خلیل جبران" طبقه بندی: درس نامه های زندگی، به خدا معتقدید،یا به هستی و طبیعت؟ در هر صورت،بهترین دعا و آرزو اینست: فرصتی برای بودن، فرصتی برای آنکه،بر آگاهیی که ما را پدید آورده،بیافزاییم. دریچه ای برای ایفای نقش بودن، برای رشد دادن. فرصتی که هراندازه آنرا داشته باشیم،باز کم است. یعنی برای بدست آوردن نفعی اندک، نظمی بزرگتر را ویران کردن، برای کسب اندک انرژی،ساختی بزرگتر را مصرف کردن؛ چنانکه وقتی گیاه یا حیوانی را به ناچار میخوریم. آگاهی بزرگی را که در آفریده ای بسیار پیچیده،پر از عجایب،و امکان رشد، تبدیل به انرژی میکنیم،(البته تا آگاهی خویش را رشد دهیم). چنانکه برخی انسانها با سوء استفاده از دیگر انسانها،یا منابع یعنی با مصرف کردن ساختارهای زیبا و بزرگ عاطفی، اجتماعی و ... پول یا نفعی اندک گرد می آوردند. " نیک بودن،فرصتی است برای حرکت در خلاف این جریان، برای اضافه کردن بر زیبایی های هستی،بر کمال آن، و به اعتقاد من،فرصتی برای بودن در مسیر هست شدنمان. پدیدار شدن این فرصت،اگرچه با عملکرد ما تسهیل میشود، در عهده ی اقتدار و نیرویی است که ما را پدید آورده. از او میخواهم که ما را این فرصت دهد هر چه بیشتر تا نیک باشیم". طبقه بندی: درس نامه های زندگی، هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی،احتمال شروع یک رابطه ی احمقانه بیشتر میشود! حاصل عشق مترسک به کلاغ،مرگ یک مزرعه بود! آسمان،فرصت پرواز بلندی است. قصه این است:چه اندازه کبوتر باشی! گفتم:ای جنگل پیر،تازگیها چه خبر؟ پوزخندی زد و گفت:هیچ،کابوس تبر! گفت: چند سال داری؟ گاهی با دویدن،برای رسیدن به کسی،دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند! دیوانگی یعنی ادامه دادن همان رفتار و مسیر همیشگی و انتظار نتیجه ی متفاوت داشتن! شرط دل دادن،دل گرفتن است،وگرنه یکی بی دل میشود و دیگری دو دل! پروانه گاهی فراموش میکند که زمانی کرم بوده است،و کرم نمیداند که روزی به پروانهای زیبا بدل خواهد شد... روزانه هزاران انسان به دنیا میآیند... اما انسانیت در حال انقراض است! وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد،چتر باز میکنن... اگر کاسبی نیست که دوست بفروشد ... در عوض آنقدر دوستان کاسب هستند که تو را به پشیزی بفروشند! حرف هایم را تعبیر میکردی... سکوتم را تفسیر... دیروزم را فراموش... فردایم را پیشگوئی... از همه چیز بهانه... علم فیزیک دروغ میگوید! پرواز كن آنگونه كه می خواهی، و گرنه پروازت می دهند آنگونه كه می خواهند! طبقه بندی: درس نامه های زندگی، |
get code of close right click in veblog music
| |||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||