|
الماس طلایی زندگی،زمزمه ی پاک حیات ست،میان دو سکوت
| |||||
|
جواب محبّت آدمها را به موقع بدهید! طبقه بندی: برلیان های آبی، " خدایا " این روزها بیشتر از آنکه پشت و پناهم باشی؛ محتاج اینم که کنارم و پهلو به پهلویم قدم بزنی ! طبقه بندی: الهی نامه، چیزی که انسانِ امروز، به آن مبتلاست، چیزی ست به اسم " تنهاییِ پر هیاهو " !!! طبقه بندی: زولنگ های وحشی، آرام باش عزیز من،آرام باش.. گاهى درخشش آفتاب، برق و بوى نمك، ترشح شادمانى، چشمهایمان را میبندیم، همهجا تاریكىست... و تلألو آفتاب را میبینیم؛
طبقه بندی: آبشارهای زندگی، هیچ انتظاری از کسی ندارم! خستگی از اعتمادهای شکسته است !!! طبقه بندی: زولنگ های وحشی،
از من می پرسد که چگونه دیوانه شدم ؟! چنین روی داد : یک روز، بسیار پیش از آنکه،خدایان بسیار،به دنیا بیایند ، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همه ی نقاب هایم را دزدیده اند. -همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در هفت زندگی ام ، بر چهره می گذاشتم-. پس بی نقاب،در کوچه های پر از مردم دویدم و فریاد زدم : " دزد ، دزد ، دزدان نابکار " . مردان و زنان ، بر من خندیدند و پاره ای از آنها ، از ترس من ،به خانه هایشان پناه بردند. هنگامی که به بازار رسیدم ، جوانی که برسر بامی ایستاده بود ، فریاد برآورد : " این مرد ، دیوانه است " . من سر برداشتم که او را ببینم. خورشید ، نخستین بار ، چهره ی برهنه ام را بوسید ؛ و من از عشق خورشید ، مشتعل شدم ؛ و دیگر به نقاب هایم نیازی نداشتم. و گویی در حالت خلسه ، فریاد زدم : " رحمت ، رحمت بر دزدانی که نقاب های مرا بردند " .... چنین بود که من ، دیوانه شدم ! و از برکت دیوانگی ، هم به آزادی ، و هم به امنیت رسیده ام. آزادیِ تنهایی ، و امنیت از فهمیده شدن. زیرا کسانی که ما را می فهمند ، چیزی را در وجود ما ، به اسارت می گیرند. ولی مبادا که از این امنیت ، زیاد غرّه شوم. حتّی یک دزد هم ، در زندان ، از دزد دیگر در امان است ! " جبران خلیل جبران " طبقه بندی: صندوقچه ی اسرار، هیــــــــس ...! طبقه بندی: زولنگ های وحشی، برهنه ات میكنند، دست آنهاست !!! طبقه بندی: زولنگ های وحشی، تو از دوره گردان محله ی بیکسی من چه پرسیدی؟ نه نه....
همه از این کار ، عاجزند !
"هستی،نیستی نیست"... ! عقل من و تو هنوز کلّه گنجشکی ست ! " داراب محمدی " طبقه بندی: شادی نامه، باران می بارد... به حرمت کداممان؟ نمی دانم... خدا،با همه ی کبریایی اش، دارد ناز می خرد... نیاز کن !!!
طبقه بندی: آبشارهای زندگی، هر یک از این عبارات،برای یک هفته از سال آورده شده است که استرس شما را کاهش میدهند.هر صبح جمعه یک عبارت را انتخاب کنید و چند دقیقه در سکوت بنشینید و آن عبارت را به آرامی برای خود تکرار کنید.همچنین این عبارت را روی کاغذ بنویسید و آن را در طول هفته،در جایی در برابر دیدگان خود قرار دهید.این مراسم هفتگی،در کاهش استرس های غیرضروری زندگی،به شما کمک می کند و به یاد می آورد که سخت نگیرید و نگرشی منطقی داشته باشید. "زمان آرامش شما،همان لحظه ای است که برای آرامش،وقتی ندارید". "سیدنی جی هریس" 49- هیچ چیز همیشگی نیست. موقعیت امروز شما،خوب یا بد، تغییر خواهد کرد. " برگرفته از دوهفته نامه ی موفقیت " طبقه بندی: عبارات قدرتمند صبحگاهی، زمین ، عاشق شد و آتشفشان كرد، و هزار هزار سنگ آتشین به هوا رفت. خدا ، یكی از آن هزار هزار سنگ آتشین را به من داد، تا در سینهام بگذارم و قلبم باشد. و تنها سنگش باقی می ماند؛ و هروقت كه عاشقم، سنگ آتشینم گُر می گیرد، و تنها آتشاش میماند. " عرفان نظر آهاری " طبقه بندی: آبشارهای زندگی، یادم باشد و یادت نرود که : همه ی ما، برای یک بار ایستادن، هزاران بار افتاده ایم !!! طبقه بندی: آبشارهای زندگی، نقطهی جوش،
همان نقطهایست که همه چیز،کم کم بخار میشود، |
get code of close right click in veblog music
| ||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||||